
هر روز و هر لحظه نگرانت میشوم... که چه میکنی؟ پنجره ی اتاقم را باز میکنم و فریاد میزنم تنهاییت برای من... غصه هایت برای من... همه ی بغض ها و اشکهایت برای من... بخند برایم بخند تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را ... صدای همیشه خوب بودنت را دلم برایت تنگ شده......
ادامه مطلب
پشت تنهایی من که رسیدی ، گوشهایت را بگیر ! اینجا سکوت ، گوش تو را کر میکند اما ! چشمهایت را باز کن تا بتوانی لحظه لحظه ی اعدام ثانیه ها را نظاره کنی هجوم سایه های خیال، سرابهای بی وقفه ی عشق، تک بوسه های سرد و فریادهای عقیم جوانی منظره ای به تو میدهد که میتوانی تنهایی مرابه خوبی ترسیم کنی …! ...
ادامه مطلب
بشین بنویس اگه حتی کسی نخوند بشین بهش فکر کن اکه حتی به یادت نیست بهش وفادار باش اگه حتی خیانتش جلو چشته میتونی میشه داغون میشی مقایسه کردن خودت پیرت میکنه. ولی ممکنه یک روز یه دقیقه حتی یه لحظه یاد تو بیفته یاد اصرارت به گذشته نگاه کنه به خوبیای تو فکرکنه جلوی چشمش بیاره تورو اونم مقایسه میکنه حتی همون یکلحظه برای تو کافیه برای تو کافیه که موندی و نوشتی و سوختی برای اونم کافیه که رفت و خوند و خاکستر شد.....
ادامه مطلب