اه - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:23
سكوت در ابهامي سرد مي گريزد از وراي افكار و من در پي روحم با دستهاي خيال xa0و "خدا" را جستجو مي كنم در ميان غربت اعصار گم شده ام. xa0 و تو،مسيحاي زاده ي خيال من، از پي حوادث به سرعت دور ميشوي حالي كه از آهي بر نفسم نزديكتر. xa0 باشد كه بمانم و بماني در تجلي گاه حضور گم شده مان! xa0
يه وقتهايي - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:23
یه وقتایی هست ...نه "گریه كردن" آرومت میكنه ..نه "نفس عمیق" ...نه "یه لیوان آب سرد"...نه "داد زدن" ...یه وقتایی هست كهxa0فقطنیاز داری ،بـــــــــمــــــــــیــــــــــــرِی ...همین ..! xa0

برچسب‌های مرتبط

وقتی که به انگلیسی | وقتی که به تو رسیدم | وقتی که به من میگی | وقتی که به تو رسیدم گوگوش | وقتی که به تو رسیدم هنوزم گوگوش | وقتی که به دلت غم میره | وقتی که به نماز می ایستم | وقتی که میرفتی بهار بود | وقتی که نگاهم به نگاهت | وقتي كه ميرفتي بهار بود